تبليغاتX
مخالفم و امضاء می کنم دریغ است ایران که ویران شود مخالفم و امضاء می کنم

*
*
*
*
*
*
*
سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم  سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم  سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم اینجا پاسارگاد / صدای کوروش

اینجا پاسارگاد / صدای کوروش

کوروش آسوده بخواب که فرزندان راستین تو، ایران را از تازیان باز پس خواهند گرفت

 

 

مروری بر عظمت ایران زمین

چو ایران نباشد...............

 

Iraq Culture & Civilization & History تيسفون - تيسپون - کاخ مدائن يا ايوان کسري يادگار انوشيروان دادگر و شاهنشاهان ساساني Iraq - Baghdad

تیسپون و طاقهای کسری یا مدائن پایتخت امپراتوری ایران زمین:

تیسپون پایتخت بزرگ ایران در سالهای شاهنشاهی اشکانی و ساسانی بوده است که توسط مسلمانان صدر اسلام ویران گشته است . تاریخ نگاران این بنای بی سابقه و هنر معماری بکار رفته شده در این کاخ ایرانی را در جهان بی مانند دانسته اند . این شهر بیشتر اقامتگاه زمستانی شاهنشاهان امپراتوری ایران بوده است . تیسفون  در 32 کیلومتری جنوب شرقی بغداد قرار گرفته است . ریشه تیسپون نامی ایرانی است که بعدها به سبب عظمت و بزرگی اش که توسط خسرو نوشیروان آباد گشته بود و مرکز تجاری آن روزگار شده بود تازیان نام مدائن به معنی شهرها را به آن دادند . اشکانیان نیز بناهای بزرگی در آن ساختند . اعراب نوشته اند پس از فتح تیسپون به هر سرباز اسلام مبلغ دوازده هزار درهم رسید . خرابه های تیسپون از 1.5 کیلومتری دهکده سلمان پاک آغاز می شود که شهر سلمان فارسی نامیده شده است . در سال 1888 میلادی بسیاری از این کاخ های باستانی ایرانی فروریخت زیرا آنجا را محل عبور و مرور مصالح ساختمانی کرده بودند . در جنوب آن شهر "اسفانبر" قرار دارد که آرامگاه نوشیروان دادگر آنجا واقع شده است . زیرا بنا به پند نامه خود نوشیروان فرمان داده بود جسدش را در آنجا به خاک سپارند . قصر دیگری به نام الابیض از دوره اشکانی نیز آنجا بود که در دوره خلافت ننگین سرکرده های عرب ( مکتفی 295 , 289 هجری ) ویران شد . طاق کسری از بنهای باشکوه تاریخ بوده است که طول آن 365 متر و عرض اش 275 تخمین زده شده است . که در وسط ویرانه های مدائن قرار گرفته است . در نامه پهلوی شهرستانهای ایران آمده است ابوجعفر المنصور یکی دیگر از خلیفه های ننگین تازیان بربر در تاریخ ذیحجه 136 هجری پس از روی کار آمدن بسیاری از بناهای تیسپون را با خاک یکسان نمود تا قانون اسلامی را آنجا پیاده کند  زیرا در سالهای نخست صدر اسلام آمده است که هر بنا و هر قانونی به جز اسلام مخالف خدا است و بایستی ویران شود زیر در قرآن همه آنها آمده است و هر بنای جز بناهای اسلامی شرک و گناه محسوب میشود . در زمان رهبری صدام ملعون نیز هیچ ایرانی نمی توانست از این مکان باستانی دیدن کند فقط به این دلیل که عراق روزگاری متعلق به ایران بوده و آثارش به جای مانده است . تخت جمشید و مقبره مادر سلیمان نامهایی است که ایرانیان بر مکانهای باستانی شان گذاشتند تا از دست ویرانگر عرب به دور به ماند . جمشید در نزد اعراب هم ارج و قربی داشته و تاریخش همیشه با بزرگی آمد است . به همین جهت شهر پارسه داریوش بزرگ به تخت جمشید تغییر نام پیدا میکند . یا آرامگاه کوروش بزرگ به نام مقبره مادر حضرت سلیمان تغییر نام می دهد تا از ویرانی اعراب رهایی یابد . نمونه های بسیاری از این فجایع موجود است . تخت سلیمان نیز نامی ساخته شده برای آتشکده بزرگ آذرگسب است که مردم منطقه آذربایجان این مکان ارزشمند را به تخت حضرت سلیمان تغییر نام میدهند و . . .

احمد ابن ابی یعقوب در کتاب البلدان می گوید : در روزگار پیش از اسلام در دوران خسروها عجمان شهری بزرگ در میان شهرهای عراق بنا کرده بودند به نام مدائن ( جمع مدینه به معنی شهرها ) که تا بغداد هفت فرسخ راه بود . ایوان خسرو نوشیروان همانجاست . این مکان پس از نوشیروان محل پادشاهان ایران بود .

 ابواسحق ابراهیم اصطخری در کتاب مشهور مسالک و ممالک نوشته است مدائن امروزه شهری است ویران و کوچک که در گذشته سخت عظیم بود . از بغداد تا آنجا یک مرحله است و هنوز آرامگاه پادشاهان ایران آنجاست . ایوان کسری آنجاست که با سنگ گچ بنا شده است . در گذشته در جهان هچ بنایی عظیم تر از آن نبوده است .

در کتاب مشهور مروج الذهب مسعودی اینگونه آمده است : خسرو انوشه روان شاهنشاه ساساني پس از مراجعت به عراق به سوي تيسفون پايتخت امپراتوري ايران رفت .

سپس سفرا و وزيران كشورهاي منطقه را به حضور پذيرفت و آنان را دعوت رسمي نمود تا از نخستين كاخ سفيد دنيا و باشكوه ترين ابنيه آن روزگار ديدن كنند . که همگان از این ابنیه باشکوه تاریخ شگفت زده شدند . يكي از آنان فرستاده قيصر روم بود كه مشغول تماشاي تيسپون مدائن بود كه ناگهان به نزد شاهنشاه ايران رفت و چنين گفت .

من از اين معماري باشكوه شگفت زده شده ام ولي فقط مشكلي در ميدان اصلي كاخ مي بینم كه اين يك نقص اساسي به حساب می آید چرا آنرا برطرف نکردید ؟

شاهنشاه ايران لبخندي زد و چنين گفت : در آن مكان خانه پير زني بود كه حاضر به فروش خانه خود به دولت نشد و چون شاه نخواست كه به پيرزن ستم روا دارد آن خانه را به همان حال رها كردیم .

فرستاده قيصر روم اينگونه پاسخ داد : به خداي كه اين نقص بهتر از هزاران كمال است .

تاریخ نگاران از فتح شهر تیسپون اینگونه سخن میگویند : با کشته شدن رستم سپاه ایران به حالت متزلزل در آمد و خود شاهنشاه یزدگرد در راس ارتش قرار گرفت و آماده مقابله با مسلمانان در برابر هجوم آنان به پایتخت ایران گشت . به گفته طبری جنوب عراق بعد از فتح مسلمانان ویران و روستاها و شهرهای آنجا دچار قحطی شد و در سال 17 هجری بخش زیادی از مردم آنجا از گرسنگی تلف شدند . وبا و بیماریهای مرگبار روانه آنجا شد . حدود 9 ماه از رخداد قادسیه سعد ابی وقاص چندین لشگر روانه ماورای فرات کرد . در این هنگام یزدگرد در منطقه بابل عراق بر کرانه فرات مستقر شده بود تا سد راه لشگر مسلمانان از ورود به پایتخت ایران شود مهران , هرمزان , نخویرگان که از سرداران ایران بودن وی را یاری دادند . فیروزان حدود 9 ماه پس از قادسیه از سعد ابی وقاص شکست خورد و لشگرش کشته شدند و بابل به تصرف سعد در آمد . این فتح مسلمانان را نزدیک به تیسفون کرد و خطر حمله جدی شد . "هرمزان" برای جمع آوری لشگری از مردم راهی اهواز گشت . "فیروزان" به همین قصد راهی نهاوند شد . "شهریار درکوتی" به نزدیکی تیسفون رفت و در انجا مستقر شد . "نخویرگان" در غرب تیسفون در ناحیه شرقی بابل مستقر شد . "فرخان و پیهومان" هر کدام در نواحی از جنوب غرب تیسفون مستقر شدند . ولی باز این لشگر آرایی ها ایرانی ها در برابر عربهای جنگجو و قبایل متعدد عربستان ناچیز بود و از طرفی دیگر کشور در مرحله بحران قرار داشت . به گفته طبری شمار لشگر عرب بیش از 100 هزار مرد جنگجو و غیر نظامی وحشی بوده است . لشگر ایران بعد از مقاومت هایی شکسته شد و عربان تیسفون را محاصره کردند . در نتیجه یزدگرد از ناحیه غرب پایتخت به شرق تیسفون منتقل شد . شهر تیسفون یکی از آبادترین , پررونق ترین , زیباترین و متمدن ترین شهرهای خاورمیانه بود . ثروتهای 1200 سال شاهنشاهی ایران در آنجا اندوخته شده بود . مجسمه های طلای پادشاهان گذشته , مجمسه طلای حیوانان , تاج های شاهنشاهی نوشیروان و خسروپرویز , جامهای زرین چندین هزار ساله و . . . از طرف دیگر خبر این منابع ایران به گوش مردمان عربستان رسید و به گفته تاریخ نویسان عرب بیش از نیم میلیون نفر پس از فتح این شهر برای بدست آوردن این جواهرات و طلاها روانه تیسفون شدند . مدافعان ایرانی بیش از دو ماه مقاومت نمودند . در همین حین هیئتی از ایران جهت صلح و پیشنهاد دادن جنوب عراق راهی لشگر عربان شد . ولی مسلمانان آن را رد کردند و محاصره شهر را ادامه دادند . در نتیجه مردمان از گرسنگی گربگان و سگان شهر را خوردند و به تدریج از روی ناچاری شهر را تخلیه کردند . تیسفون غربی در سال 19 سقوط کرد . چند ماه بعد کل پایتخت به تصرف عربها در آمد . طبری در این گزارش مینویسد : مسلمانان مهاجم در شهر به کافورهای بسیاری برخوردند و به خیال آنکه آنها نمک هستند کافورها را در غدا ریخته ولی بعد از طعم تلخ کافور متوجه شدند که نمک نیست . آنان کافورهای بسیاری را به یک تاجر دادند و از او در قبال آنهمه کافور یک پیراهن گرفتند .طبری ذکر میکند : عده زیادی از مسلمانان وقتی جامهای طلا را در کاخ دیدند رنگ سفید نقره را به رنگ زرد طلا ترجیح دادن و فریاد میزدند , چه کسی حاضر است که جامهای زرد را با جامهای سفید عوض نماید . طبری گنجینه ایران در تیسفون را بالغ بر 865 میلیون درهم تخمین زده است که در تاریخ بشریت یکی از بی سابقه ترین اموال حکومتی بوده است . وی میگوید , بعد از آنکه خمس این مبلغ برای خلیفه جدا شد , بقیه جواهرات و گنجینه پادشاهان گذشته ایران بین 60 هزار جنگچوی مسلمان تقسیم شد و به هر کدام از آنان 12 هزار درهم رسید . یکی دیگر از فجایع تاریخ ایران پاره شده فرش بهرستان بود . این فرش که در 900 متر مربع ( 60 ذرع در 60 ذرع ) از ابریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود نمونه ای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان میداد  مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد . عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آنرا به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد . لیکن علی ابی ابیطالب ( امام علی ) با نگهداری این کالای پر ارزش مخالت نمود و گفت این کالای با ارزش باید بین همه بزرگان تقسیم شود تا همگان بهره بردند . بدین گونه فرش تکه تکه شد و هر تکه به بزرگی از شهر داده شد و خود علی قسمت خود را با قیمت 20 هزار درهم فروخت . یکی دیگر از افتخارات تاریخ ایران درفش ملی کاویانی بود که از زمان اردشیر بابکان تا آن روز دست به دست چرخیده بود و هر پادشاهی به آن جواهری نصب مینموده و در تمام جنگهای به عنوان پرچم ایران حمل میشده زیرا آنرا یادگار فتح کاوه آهنگر و درفش چرمی او علیه ضحاک میدانستد . مسعودی مینویسد : درفش از پوست پلنگ ساخته شده بود و نگینهای یاقوت و مروارید و جواهرات سلطنتی به آن آویزان بوده . مسعودی قیمت درفش کاویانی را بالغ بر دو میلیون و دویست هزار درهم تخمین زده است . مسعودی اذعان میکند که درفش اصلی در خزانه ملی نگهداری میشده و درفشی مشابه در جنگهای برده میشده است . به گفته وی عربها اورنگ سلطنتی خسرو پرویز و دیگر اشیایی که از طلا ساخته شده بودند مانند مجسمه سر پادشاهان گذشته را ذوب کردند و از آن شمش طلا گرفتند !! پس از این فتوحات سلمان فارسی به آروزی دیرینه خود که همانا پادشاهی بر تیسپون بود رسید و دهها سال حکمران آن شهر بزرگ گشت .

 

طاق گرا در کرمانشاهان يادگار پادشاهان ساساني

طاق گرا یادگار شاهنشاهان ساسانی:

تاق گرا یادگار تمدن ساسانی می باشد که به گفته تاریخ نگاران مقبره یکی از شاهنشاهان آن روزگار در اطراف قصر شیرین کرمانشاه قرار دارد . عده ای دیگر بر این باور هستند که این مکان یک چاپارخانه مرزی بوده است . این بنا یکی از شگفتی های معماری تاریخی کهن ایران است که شوربختان مانند دیگر آثار باستانی رو به نابودی قرار دارد . باتوجه به ثبت رسیدن این اثر تاریخی ایران در لیست آثار ملی در پیش از انقلاب ولی امروزه بدون محافظ و نگهبان رها گشته است و متاسفانه داخل آن محل آتش روشن کردن مردمان محلی شده است . این محل به صورت یک قلعه کوچک با کنگره های طراحی شده در حدود 1500 سال پیش بنا گشته است .

 

قلعه بابک خرمدین در آذربایجان - کلیبر

قلعه بابک خرمدين:

قلعه بابک در شهر کليبر واقع در صدوپنجاه و پنج کيلومتري شمال شرقي تبريز بر فراز قله اي کوهستاني به ارتفاع 2300 تا 2700 متر بالاتر ز سطح دريا واقع شده است که با نامهاي جمهور و بذ مشهور است . از آثار معماری شگفت انگیز این دژ مستحکم نطامی که در مکانی بسیار بلند قرار گرفته ( به طوری که فتح قله چنیدن ساعت به طول می انجامد ) میتوان اظهار داشت که این بنا در دوره پادشاهی اشکانیان بنا نهاده شد و خصوصا در زمان ساسانیان از آن بهره بردند . ولی در قرن های دوم و سوم توسط ایرانیان اصیل آن زمان بازسازی و مرمت شد و دژ بابک نام گرفت . شهرت اصلی آن برای مبارزات 22 ساله خرمدینیان با خلفای کشتارگرعباسی و پایه گذاری نهضت سرخپوشان یا خرمدینیان می باشد . نهضتی که جاودانه ماند و درس بزرگی به تک تک ایرانیان داد تا زیر یوق هیچ فرهنگی نرودند و تنها ایرانی بمانند و با فرهنگ ایرانی از دنیا بروند . خصوصا مبارزه و ایستادگی در برابرفرهنگ بربریت و غیر متمدن اعراب که ریشه به تیشه این مرز و بوم زده بودند را به ما آموخت . قلعه بابک در سال 1345 با شماره 623 در لیست آثار ملی , تاریخی و فرهنگی ایران ثبت شد و مرمت آن از سال 1376 توسط اداره کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی آغاز گشت . چند سالی است که برای احترام به این سردار بزرگ تاریخ ایران مراسم باشکوهی برگزار میشود . امسال نیز با حضور عده کثیری از هم وطنان با وجود محاصره نظامی سپاه پاسداران و بسیج ( جهت مبارزه با هرزه گان بیگانه پرست پان ترکیسم ) این مراسم اجرا شد . پان ترکیسم مزدورانی هستند که از طرف چند کانال ماهواره ای در آمریکا بر ضد ایران تحریک می شدند و دم از استقلال , داشتن پرچم مستقل , زبان رسمی ترکی و . . . میزدند . این گروهک های ضد ایرانی توسط رهبر معدومشان سید جعفر پیشه وری مزدور و عامل روس قدرت گرفت ولی با هلاک شدن وی قسمت بسیاری از این گروهک ضد ایرانی متلاشی شد . این افراد با انگشتان دست خود شکل یک گرگ را به یکدیگر نشان میدادند تا به اصلاح متحد شوند و پلاکاردهایی را با زبان ترکی استانبولی با خود حمل میکردند . در مکانی که سرداری همچون بابک تلاش برای یکپارچگی ایران نمود , تلاش برای نابودی فرهنگ عرب از ایران نمود , تلاش برای بازگرداندن هویت ایرانی نمود و جانش را برای این راه داد حال عده ای از فرصت استفاده نمودند و قدم در راه ضدیت با فرهنگ ایرانی و متلاشی شده اتحاد "کرد و ترک و فارس و خوزستانی و آذری . . . " کردند . بابک سرداری ملی و منطقه ای است و متعلق به همه ایران زمین است . جای دارد مسئولان کشور هرگونه افراد  این گروهک ضد ملی را سرکوب کند و آنان را برای همیشه از این سرزمین کهن ریشه کن نمایند .

 

محوطه باستانی و مقدس پاسارگاد:

پاسارگاد 78 کیلومتر مانده به شهر شیراز قرار دارد . متاسفانه این مجوعه ارزشمند هنوز بعضی از راه هايش خاکی میباشد و بدون محافظت جدی قرار گرفته است . پاسارگاد در سال 1383 خورشیدی برابر با سال 2004 ترسایی بر اساس مصوبه سازمان جهانی یونسکو در لیست آثار ارزشمند جهانی قرار گرفت . یونسکو بر اساس چهار بند این مجموعه کم نطیر را به لیست آن سازمان اضافه نمود پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی و پادشاهی هخامنشیان است . پایتخت  شاهنشاهی پاسارگاد را , کورش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری خود که با تلاش فراوران کسب کرده بود ساخت . این حرکت را یونسکو به صورت یک حرکت بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد میشناسد . محوطه باستانی پاسارگاد دارای کاخهای عظیم , باغهای سلطنتی و آرامگاه کورش بزرگ بنیان گذار سلسله شاهنشاهی هخامنشیان و یادبودی استثنایی از تمدن ایران می باشد . مجموعه چهارباغی پادشاهی ایران که در پاسارگاد بنیاد گذاشته شد به صورت نماد سمبلیک و مادر تمام این گونه معماری های در آسیای غربی در آمده است نام گرفته است . پاسارگاد نه تنها متعلق به کورش بزرگ است بلکه قدمت آن به دوران مادها باز میگردد و دارای عمری بالغ بر 3000 و اندی سال میباشد که یونسکو آنرا اثری شگفت انگیز جهانی نامیده است .

 

Iran - Cyrus the great -  آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد

آرامگاه ابدی کورش بزرگ:

این بنا در بدو يورش اعراب به ایران به دلیل عظمت شگفت انگیز آن که هنوز بعد از گذشت 2500 سال پابرجاست تغییر نام گرفت و به مقبره مادر سلیمان مشهور گشت تا از دست ویرانگر اعراب نجات یابد . ولی در سال 1820 ترسایی با کمک باستانشناسان خارجی مقبره کورش بزرگ شناخته شد . این بنا به صورت اتاقی با سقف شیب دار ساخته شده است که به روی سکوی سنگی طبقه دار ( شش طبقه ) قرار گرفته است و کالبد کورش بزرگ در طبقه هفتم ( که عدد هفت همیشه نشان از تقدس داشته است ) قرار گرفته است . مساحت قاعده آن 164.2 متر مربع است . اتاق آرامگاه دارای ابعاد 6.4 در 5.25 متر است .کالبد کورش نامدار به روی بالاترین طبقه آن قرار گرفته است که در گذشته داخل تختی زرین گذاشته شده بوده است . قطر دیوار اتاق 1.5 متر و درب وروی آرامگاه به طرف شمال غربی است . سنگهای به کار رفته شده در آن بسیار عظیم است که بعضی از آنان تا 7 متر درازا دارد و ارتفاع آن تا 11 متر می رسد . آرامگاه در گذشته در وسط باغهای سلطنتی محصور بوده است . کالبد کورش پس از کشته شدن در جنگ با سکاها در درون تخت زرین همراه با اشیای مهم سلطنتی وی قرار گرفت که پس از حمله اسکندر مقدونی به ایران درب آرامگاه شکسته شد و تمام اشیای آن به غارت رفت . به گفته تاریخ شناسان ابن مکان سالهای متمادی مکانی مقدس برای ایرانیان بوده است به طوری که اکثر پادشاهان ایران در آنجا تاجگذاری می نمودند  هم اکنون نیز این مکان از مکانهای شگفت انیگز جهان است به طوری که یکی از باستان شناسان فرانسوی پس از بازدید از این مکان گفت خدا را سپاس میگویم که بالاترین افتخار را نصیبم نمود تا آرمگاه ابر مردی که در دوران جهالت و کشتار بشریت حقوق بشر و دموکراسی را پایه گذاشت ببینم .

 

زندان یا آرامگاه کمبوجیه فرزند کوروش بزرگ در پاسارگاد

برج سنگی در محوطه پاسارگاد:

این بنا مربوط به آغاز دوره پادشاهی هخامنشیان است و دارای ساختمانی چهار گوش و برج مانند است که نزدیک به 14 متر ارتفاع دارد . قاعده بنای آن 7.25 در 7.23 متر است . پلکانی 29 پله ای در جبهه شمال غربی به اتاقکی در بالای سکوی هفت متری هدایت میکرده است . این بنا در شکل و اندازه و ویژگی های معماری همانند "کعبه زرتشت" میباشد . نمای آن از سنگ سفید مرمرنما با تزئیناتی از سنگ سیاه به صورت پنجره مشبک است . پس از ورود اسلام به دلیل عظمت بناهای شاهنشاهی ایران اعراب ساخت آنرا خارج از دست بشر می نامیدند و به همین دلیل آنرا به سلیمان نبی نسبت دادند و به زندان سلیمان مشهور گشت . ولی عده ای از باستانشناسان آنرا آرامگاه کمبوجیه فرزند کورش بزرگ (فاتح سرزیمن های مصر ) نامیده اند . عده ای آنرا آتشگاه و عده ای دیگر محل نگهداری اسناد مهم سلطنتی نامگذاری کرده اند . ارتفاع این برج 14 متر ميباشد و به صورتی باور نکردنی هنوز پابرجاست .

 

کاخ اختصاصي کورش بزرگ هخامنشي در پاسارگاد

کاخ اختصاصی کورش بزرگ:

مجموعه این کاخ 3192 متر مربع وسعت دارد و بخشهای مختلف آن عبارت است از یک تالار مرکزی با 30 عدد ستون تنومند . زیر این ستونهای مکعبهای سفید رنگ همراه با سنگهای مرمر سیاه کار گذاشته شده است . ایوان جنوب شرقی یا ایوان تخت دارای دو ردیف 20 تایی ستون بوده است . اطراف کاخ سکو هایی جهت نشستن تعیبه گشته است . در انتهای جنوب غربی این ایوان تخته سنگی بلند قامت ( بیش از 10 متر ) که هنوز به وضوح دیده میشود کتیبه ای از کورش هخامنشی حک شده است با این مضمون : " من هستم کورش شاه هخامنشی " . ایوان شمال غربی دارای دو ردیف دوازده تایی ستون است که بر درگاهش نقش پادشاه ایران حجاری شده است . این کاخ محل خصوصی کورش نامدار بوده است .

 

کاخهای خسروپرویز ساسانی در قصر شیرین:

بناي‌ تاريخي « چهارقاپو » در شهرستان قصرشيرين در دوران حكومت ساسانيان به‌عنوان تفرجگاه و محلي براي تفريح و خوشگذراني شاه و درباريان به دستور « خسرو پرويز » پادشاه ساساني احداث شده است . اين بناي تاريخي شامل « كاخ شيرين » ، كاخ « خسرو » و « آتشكده » مي‌باشد . و همچنين محوطه اطراف آن در شهر قصرشيرين به‌عنوان « مجموعه ساساني » خوانده مي‌شود . برخي از كارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند : « خسروپرويز » پادشاه ساساني اين مجموعه را براي معشوقه خود  « شيرين » در منطقه خوش آب و هوا و گرمسير قصرشيرين براي استفاده در فصل زمستان « ييلاق » بنا نهاده است از سوي ديگر بر اساس بعضي روايات محلي ، مجموعه ساساني توسط « خسرو پرويز » به‌عنوان محلي خوش آب و هوا و امن به‌دور از جنگ و مسايل سياسي حكومت ، براي استراحت و اقامت « شيرين » ساخته شده است .

سبك معماري اين بنا سنتي است و مجموعه ساساني و محوطه اطراف آن در حدود 78 هكتار وسعت دارد . اطاق و بناي اصلي كاخ خسرو در مجموعه ساساني 190 متر مربع و كاخ شيرين نيز 150 مترمربع وسعت دارد . در ابتداي كاخ شيرين بناي چهار طاقي قرار دارد كه به « آتشكده » معروف است و اين بنا در زميني به‌وسعت حدود  25 مترمربع و با چهار دروازه در طرفين آن احداث شده است . در چهار گوشه اطاق آتشكده گوشواره‌هاي طاقي شكلي وجود داشته كه متاسفانه اين چهار اثر زيباي هنري براثر مرور زمان از بين رفته است . سقف اين بنا گنبدي شكل بوده و به‌نظر مي‌رسد كه در اطراف اطاق راهرو‌هايي نيز وجود داشته كه به‌مرور زمان از بين رفته‌اند . عرض دهانه اين آتشكده بيش از 16 مترمربع است و درب آن از سنگ تراشيده شده كه در ساخت بنا از مخلوط ماسه و آهك استفاده شده است . « خسروپرويز » فصل زمستان را همراه « شيرين » ( كه از او به‌عنوان برادرزاده بانوي ارمن ياد مي‌شود ) در اين مجموعه در منطقه گرمسيري قصرشيرين به‌استراحت ، شكار و تفريح مي‌پرداخت . منطقه قصرشيرين در مسير بزرگترين محور ارتباطي آسيا « راه ابريشم » قرار داشته و به‌همين لحاظ از رونق اقتصادي خاصي بهره‌مند بوده است . امروزه میتوان از این مناطق تاریخی و کهن به عنوان ابزار توریستی ایران استفاده کرد تا هم بودجه سازی برای کشور شود و همه این منطقه رونق گذشته خویش را بازیابد . تبلیغات گسترده در رسانه های جهان برای جذب توریست خارجی و حتی داخلی کمک بسیار بزرگی به مردمان کهن این منطقه می باشد .

 

تنديس سنگي از کوروش کبير در سيدني استراليا

کاخ دروازه انسان بالدار  معروف به کاخ کورش بالدار:

این کاخ که یکی از ارزشمند ترین اسناد تاریخی ایران محسوب میشود متاسفانه بدون رسیدگی و حتی بدون آسفالت رها گشته است . توریست های بسیاری برای دیدن از نقش برجسته کورش بزرگ که به صورت فرشتگان آسمانی حک شده است به آنجا میروند . این کاخ 726 متر مربع وسعت دارد . تالار اصلی کاخ دارای هشت ستون به ارتفاع 16 متر است . زیر این ستون ها از سنگهای مرمر سیاه ساخته شده است که هم اکنون برای محافظت از آن از کاهگل پوشیده شده است . سنگ تنومندی که نقش کورش بالدار را در خود دارد, تصویر این پادشاه را با تاجی مصری , متشکل از مخروط با قرص خورشید و در میان دو شاخ دو مار کبری بر سر تاج خود نشان میدهد . این تصویر تمام حدسهای که ذوالقرنین را که در قران فرستاده خدا نامیده است و بعضی ها آنرا به اسکندر گجستک که ویرانگر بزرگ تاریخ بوده است و به او لقب داده بودند , باطل کرد . در بالای این نقش ارزشمند کتیبه ای با این مضمون : " من هستم کورش شاه هخامنشی " نقش بسته بود که متاسفانه در سالهای 1864 تا 1880 میلادی شکسته شد و از ایران خارج گشت . این نقش را دانشمند مشهور هندی به نام "مولانا ابوالکلام آزاد" همان ذوالقرنین قرآن نامید که در آن خداوند کورش را شاهی جهانگیر , دادگستر و صاحب حکمت نامیده است و فرستاده خداوند خطاب کرده است تا صلح را در میان بشریت گسترش دهد . بدون تردید اسکندر گجستک که دست به کشتارهای وسیع و نابودی کتابخانه های و ویرانی شهرها زد را نمیتوان فرستاده خداوند نامید . تورات نیز بارها از بزرگی کورش و عظمت وی نامبرده است . این افتخار من و توی ایرانی است که زرتشت که تنها دین دموکرات بشریت شناخته شده است و کورش بزرگ که اولین بنیانگذار حقوق بشر است از ایران ظهور کردند و یا آئین میترا که روزگاری اروپا را در بر گرفته بوده و یا آئین مزدک و مانی که روزگاری به دنیا راه یافت  .

 

ديوار یکهزار و پانصد ساله سرخ گرگان , دومين ديوار تاريخي جهان

قزل آلان يا مار سرخ (ديوار بزرگ گرگان) طولاني‌ترين اثر معماري ايران باستان و پس از ديوار چين دومين ديوار تاريخي تاريخي قاره آسيا با 200 كيلومتر طول ، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياي مازندران در خواجه نفس شروع و از شمال آق‌قلعه و گمشيان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه‌هاي پيش‌كمر محو مي‌شود. در نوشته‌هاي تاريخي ، ديوار بزرگ گرگان را كه مانعي در برابر بيابان‌گردان آسياي ميانه بوده به نامهاي سد سكندر ، سد انوشيروان دادگر، سد فيروز ، ديوار دفاعي و … ناميده‌اند و مطالب گوناگوني در مورد آن بيان داشته‌اند.نخستين پژوهشهاي باستان‌شناسي اين ديوار توسط ژاك دمرگان فرانسوي درست در 100 سال پيش صورت گرفت كه بخشي ار مسير ديوار را از روي نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان‌شناس فرانسوي (آرن) در سال 1312 خورشيدي بخشي از ديوار گرگان را به صورت پيمايشي، شناسايي و معرفي كرد. در سال 1316 خورشيدي اريك اشميت آمريكايي با پرواز بر فراز منطقه ، خط قرمز رنگي را بر روي زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوه‌‌هاي پيش‌كمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و با تهيه عكسهاي هوايي گام مهمي در شناسايي ديوار برداشت. بعد از ان دكتر محمد يوسف كياني در سال 1350 با پرواز مجدد بر روي ديوار موفق به برداشتن عكسهاي جالب توجهي از ديوار شد و طول ديوار را 175 كيلومتر با 32 قطعه وابسته شناسايي كرد.
در سال 1378 با شروع ساخت سد گلستان بخشي از مسير ديوار در و محدوده كانال آبياري و زهكشي سد قرارگرفت و بنابر ضرورت حفظ ديوار آب سد از طريق دو كانال از زير ديوار هدايت شد. بعد از آن در سال 1381 ، ديوار در شش فصل كاوش شد كه اطلاعات فراواني از آن به دست آمد. به طوري كه هم اكنون باستان‌شناسان طول ديوار را 200 كيلومتر مي‌دانند. از آنجايي كه در برخي از نوشته‌هاي اين ديوار تا مرو ادامه داشته ، باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند طول ديوار بيشتر از 200 كيلومتر باشد كه در كاوش‌هاي آينده به جواب آن خواهند رسيد. همچنين تا قبل از تخمين زده مي‌شد اما بر طيق آخرين نمونه‌هاي آزمايش شده در آزمايشگاه‌هاي معتبر اين ديوار مربوط به دوره ساساني است.

ديوار گرگان در مناطق كوهستاني 2و در دشت 10 متر عرض داشته و آجرهاي بزرگ آن ابعاد 41 در 41 و قطر 10 سانتيمتر در دهها كوره آجرپزي پخت مي‌شده است. بسته به خاك منطقه‌اي كه آجر پخته مي‌شد رنگ آن از نخودي تا قرمز فرق مي‌كند. خندقي 30 متري هم در جلوي ديوار كنده شده كه آب از طريق آن به دشتها و كوره‌هاي مسير مي رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاي زاو در پارك ملي گلستان كه 35 كيلومتر است بخشهايي از ديوار سالم‌تر باقي مانده و با حفاري در چندين نقطه خوشبختانه بقايايي ديوار از زير خاك بيرون آمده است.در كاوش‌هايي كه تا كنون انجام شده‌است 2 هزار متر مربع از ديوار حفاري گرديده‌است كه درپي‌آن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضا وابسته به ديوار بوده كشف شده‌است. همچنين دو قلعه از حدود 38 دژ تخمين زده در طول ديوار كاوش شده كه به نظر محل سكونت سربازان بوده است. قلعه‌ها از اندازه‌هاي 120 در 120 متر شروع و بزرگترين آن به 240 در 300 متر مي‌رسيد. اكنون براي حفاظت ديوار در قسمت‌هايي از آن در دو طرف ديوار ميله گذاري انجام شده تا حريم ديوار حفظ و از خرابي آن جلوگيري شود. راندن خودروها بر روي آجرهاي ريخته از ديوار موجب شكستن و از بين آنها مي‌شود و بعضي از اهالي از آجرهاي ديوار براي ساختمان‌سازي خود استفاده كرد‌ه‌اند. همچنين رعايت نكردن حريم ديوار از سوي سازمانهاي دولتي خسارتها‌ي فراواني را به ديوار زده است.بر طبق گزارشات مردمي نمونه‌هايي از آجرهاي ديوار نزديك ساحل درياي خزر و در داخل خليج گرگان ديده است. در فصل آينده كاوش باستان شناسان قصد دارند باستان‌شناسي زير آب درياي را با كمك غواصان انجام دهند تا آثار معماري احتمالي مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب بدست آورند. گفتني است ديوار تميشه ديوار ديگري در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه بخش شمالي آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اينكه ديوار بزرگ گرگان و تميشه زماني يك ديوار بوده است. روزنامه دولتی ایران

 

کاخ بار عام شاهنشاه کوروش بزرگ

کاخ بار عام کورش بزرگ:

کاخ بار عام و مردمی کورش بزرگ برای پذیرایی از مردم عادی ساخته شده است . زیرا در آیین شهریاری ایران باستان مردم هر ماه دیداری با شاهنشاه خود داشتند تا مشکلات و گرفتاری های خود را به شاهنشاه گزارش دهند و وی اقدام به رفع مشکلات آنان نماید . کاخ بار عام کورش بزرگ 2472 متر مربع وسعت دارد و مشتمل است بر یک تالار وسیع هشت ستونه در مرکز و چهار ایوان در چهار سوی کاخ که از ستونهای سنگی سپید مرمر نما تشکیل شده است . که هم اکنون تنها یک ستون به ارتفاع 13.10 متر بر جا مانده است . ستونهای ایوان کوتاه تر بوده و از سنگ مرمر سیاه ساخته شده است . یعنی ارتفاع تالار بسیار بالاتر از ایوان جانبی بوده است . این کاخ از پنچره های که در بالای دیوارها تعبیه شده بود نور میگرفته است . ایوانهای جنوب شرقی و شمال غربی هر یک دارای 16 ستون است . ایوان جنوب غربی دارای 28 ستون و ایوان شمال شرقی دارای 48 ستون بوده است . که به آب نما و باغ بزرگ و مصفای سلطنتی باز میشده است . درگاه ایوانها از سنگ سیاه و هر یک با نقوشی تزئین شده اند . از جرزهای این کاخ سه عدد باقی مانده است که دارای کتیبه بودند . اما تنها یکی از این کتیبه های بر جا مانده است که به سه زبان پارسی باستان , ایلامی و بابلی نوشته است : " ادم کورش خشایثی, هخامنشی" یعنی من کورش شاه هخامنشی هستم . در درب وروی این کاخ نقش پای گاو و پای اسب را میبینیم که هنوز سالم است . در کنار این نقش تصویر پای کورش بزرگ را می بینیم که یک پایش شبیه به انسان و پای دیگرش شبیه به انتهای ماهی است  تاریخ شناسان این تصویر را به این شکل معنی کردند که کورش بزرگ یک پایش در خشکی ها و پای دیگرش در دریا ها بوده است و او پادشاهی بوده که بر دریا ها و خشکی ها با دادگستری حکم رانی مینموده است . این نقوش نیز به وضوح دیده میشود .

Iran History & Culture & Civilization کاخ دروازه ملل در پاسارگاد

کاخ دروازه ملل در پارسه:

امپراتوری ایران آزاد که توسط کورش بزرگ بنا نهاده شد با پادشاهی داریوش کبیر وسعت چشم گیری گرفت . این امپراتوری بر پایه احترام به اقوام و ملتهای گوناگون پایه گذاری شده بود و ادیان در آن آزادی کامل داشته اند . این محاسن این امپراتوری را به بزرگ ترین و باشکوه ترین امپراتوری متمدن و منظم تاریخ جهان تبدیل کرد .  به همین دلیل داریوش بزرگ تصمیم به ساخت کاخهای عظیمی گرفت که در شان و شخصیت این امپراطوری بزرگ منطقه باشد و جاودانه برای آیندگان بماند . پرسپولیس 55 کیلومتر مانده به شیراز واقع شده است . در بدو ورود به کاخهای پرسپولیس شاهد  دروازه ملل می شویم . در منطقه نخست این کاخ شاهده سکوهای سنگی می باشیم که برای انتظار پادشاهان کشورهای دیگر منطقه تعبیه شده است . رهبران و پادشاهان کشورهای گوناگون در انتظار می ماندند تا پس از کسب اجازه برای ملاقات با پادشاه ایران وارد کاخ شوند . پس از ورود به مجموعه پرسپولیس وارد یک درگاه بزرگی میشویم که یک راه منشعب به کاخ صد ستون و دیگری به کاخ آپادانا میشود . سقف کاخ به ارتفاع 16.5 متر بر چهار ستون تنومند استوار بوده است . دو گاو عظیم الجسته به سوی دشت و دو ابوالهول با سر انسان و بال عقاب و بدن گاو در جرزهای درگاه شرقی کاخ قرار گرفته است که به سه زبان عیلامی , فارسی باستان و بابلی در بالای آن به این شرح نوشته شده است : {من هستم خشیارشا , شاه شاهان , یگانه شاه بسیاری , یگانه فرمانروای بسیاری , و هر آنچه کردم به یاری اهورامزا بود . که اهورامزدا هر آنچه کردم در اینجا بپاید . این بارگاه همه ملتها را من به خواست اهورامزا ساختم . ساختمانهای خوبی را در پارسه ساختیم که پدرم بنای آن را گذاشت که همه را به تائید اهورامزا ساختیم . }

تمدن کهن مادهای ایران در کرمانشاهان ایرانتمدن کهن مادهای ایران در کرمانشاهان ایران

دکان داوود, سنگ نگاره های دوهزار و هفتصد ساله مادی در کرمانشاه :

در نزدیکی سرپل ذهاب در کرمانشاهان دخمه ای و سنگ نگاره ای از دوران شاهنشاهی مادها بر دیواره کوه حجاری شده که به دکان داود شهرت یافته است. در زیر دخمه مردی مادی با لباس و کلاه مخصوص تمام قد به سمت مشرق ایستاده و انتهای برسمی به دست چپ گرفته و دست راست را مجاور بالای برسم قرار داده است.(تصویر سمت راست) .  در بالای دخمه 3 ردیف قاب در سنگ حجاری شده و دو ستون سنگی که فقط مختصری از انتهای سرستونها در بالای دخمه باقی مانده است نمای این دخمه را تشکیل می داده .(تصویر سمت چپ) . دانشمندان معتقدند که این دخمه مربوط به آخرین پادشاه ماد یعنی آژیدهاک(ایشتوویگو) می باشد که توسط کوروش بزرگ هخامنشی از سلطنت خلع گردید. کوروش با اتحاد پارس و ماد دو تیره ایرانی , باشکوه ترین امپراتوری تاریخ را که بر پایه احترام به ادیان و باورها و آداب و رسوم هر منطقه استوار بود را شکل داد .

 

چاه سنگی شهر پارسه ( تخت جمشید ) در شیراز:

این چاه به عمق 26 متر در دل کوه حفر گردیده است . دهانه این چاه با چاهها امروزی بسار متفاوت است زیرا دهانه آن بسیار پهن تر است . دهانه این چاه به صورت مربعی در ابعاد 4.7 متر در 4.7 متر کنده شده است . باستانشناسان هدف از ساختن ان چاهها را به دو منظور یافتن : 1 ) برای آنکه آب باران و سیل آب های کو به داخل کاخ سلطنتی وارد نشود و مسقیم به چاه هدایت گردد . زیرا سنگهای اطراف کوه را هم به شکلی در آورده بودن که به صورت راه گاهی آب را به چاه هدایت کند . 2 ) به منظور آنکه آبهای هدایت شده باران به صورت پشتوانه آب مورد اسفاده قرار میگرفته است و برای مواقع ضروری از آن آِب اسفاده میکرده اند . این کار داریوش را یکی از نبوغ و شاهکارهای زمان خود نامیده اند که باعث شگفتی تاریخ شناسان شده است  .

 

آرامگاه داريوش بزرگ هخامنشي در نقش رستم استان فارس يا پارس Dariush the great - king of kings

مجموعه آرامگاههای پادشاهان ایران در نقش رستم:

این مکان یکی از مهمترین و زیبا ترین آثار باستانی سرزمین همیشه جاوید ایران است که آثار شگفت انگیزی را از دوران عیلامی , هخامنشی و ساسانی را در خود جای داده است . بر سینه این کوه مقبره های بسیار عظیمی بر جای مانده است که شهریاران ایران در آنجا آرامیده اند . از راست به چپ : مقبره خشیارشا , داریوش بزرگ , اردشیر اول و داریوش دوم . به دلیل مقدس بودن و بناهای عظیم الجسته پادشاهان ایران این مکان مورد توجه سلسله ساسانیان قرار گرفت و نقوش تاجگذاری خود را در آنجا برای آیندگان حک کردند . که به این ترتیب از راست به چپ است : نقش اول , تاجگذاری نرسی پسر شاپور اول شاه ساسانی است که حلقه شهریاری ایران را از آناهیتا مظهر آب دریافت میکند . نقش دوم که د رزیر آرامگاه داریوش بزرگ حک شده است مشتمل بر دو نقش است : که نشان از پیروزی بهرام دوم بر دشمن ایران است . نقش سوم که زیباترین , مجلل ترین و پرافتخارترین نقش ساسانی است نشانگر شکوه و عظمت شاپور اول است . که والرین امپراطور روم در مقابل او زانو زده و بر زمین افتاده است . این نقش نشانگر روحیه وطن پرستی و میهن دوستی پادشاهان برای دفاع از سرزمین ایران را نشان میدهد . نقش چهارم نشانگر پیروزی هرمزد دوم بر دشمن ایران است . نقوش دیگری نیز حک شده که شبیه به یکدیگر هستند . آخرین نقش , نقش تاجگذاری اردشیر بابکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی را نشان میدهد که حلقه شاهي را يا همان فر ايزدي را از فره وشي (فروهر) به نمايندگي از  خداوند دريافت ميدارد . حلقه در نزد آرياييها نشانه عهد وپيمان است و رد وبدل کردن حلقه در هنگام ازدواج که امروزه در تمام جهان رواج دارد بازمانده اين سنت ديرينه ايرانيان است. اين حلقه خود نشان عهدي است ميان خدا و شاه که شاه هرگز از مسير خدايي خارج نشود .

 

عمیق ترین غار خاورمیانه در شهرستان هرسین کرمانشاه

نگاه ـ شهرستان هرسین در فاصله 45 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمانشاه قرار دارد. این شهر از شمال به صحنه از شرق به نهاوند از جنوب به استان لرستان و از غرب به کرمانشاه محدود شده است. ارتفاع متوسط این شهرستان از سطح دریا 1582 متر است. بلندترین قله این شهرستان با ارتفاع 2794 در بخش بیستون و عمیق‌ترین غار خاورمیانه به عمق 572 متر در این شهرستان قرار دارد. در سال 1949 توسط پروفسور کارلئون باستان‌شناس آمریکایی غار معروف به شکارچیان مورد کاوش قرار گرفت که در این غار آثار دوره‌های تاریخی مختلف به دست آمد. از مهم‌ترین آثار باستانی پیش از تاریخ که در این شهرستان قرار دارد می‌توان به تپه گنج‌دره یا (چیا خزینه) اشاره کرد. در کنار جاده اصلی هرسین به کرمانشاه و در فاصله 7 کیلومتری از شهر هرسین تپه گنج‌دره قرار گرفته است. ارتفاع گنج‌دره نسبت به سطح دریا بین 1300 تا 1400 متر است. ارتفاع تپه 5 متر و قطر آن 40 متر است و یک محدوده 1300 متر مربعی را شامل می‌شود. کاوش‌های گنج‌دره در سال 1965 آغاز شد و تا سال 1969 ادامه داشت. این کار تحت نظارت پروفسور اسمیت باستان‌شناس کانادایی صورت گرفت. در گنج‌دره مردانی زندگی می‌کردند که یکجانشین و شهرنشین بوده‌اند و با اهلی کردن حیوانات، کاشتن غلات و جمع‌آوری آن زندگی‌شان می‌گذشته است. در ضمن انجام کاوش‌ها و حفاری‌ها در بعضی از لایه‌ها آثار ساختمانی و معماری تقریبا سالم کشف شد که امتیاز گنج‌دره را نسبت به مکان‌های تاریخی دیگر که متعلق به مرحله پارینه سنگی بوده‌اند، مشخص می‌کند. در گنج‌دره اشیایی به دست آمده و متعلق به زمان‌هایی است که هنوز چرخ کوزه‌گری اختراع نشده بود. اهالی ساکن در گنج‌دره در هزاره نهم ق.م کشت غلات و برداشت آن را تجربه کرده بودند. آزمایش‌های صورت گرفته روی زغال‌های به دست آمده از این محل نشان می‌دهد نخستین انسان‌ها در 8500 ق.م در این محل استقرار یافته‌اند. ظروف سفالین درشت با جداره ضخیم که با آتش به صورت نامنظم پخته شده‌اند، پیدایش خشت‌هایی با فرورفتگی در قسمت میانی آن که در دیگر نقاط نمونه آن دیده نشده است، پیکان‌های سنگی، اشیای استخوانی، کوزه‌ها،‌ کاسه‌ها،‌ مهره‌ها و زینت‌آلات از جمله آثار و اشیا به دست آمده در تپه گنج‌دره هستند. از دیگر آثار بر جای مانده در شهرستان هرسین می‌توان به گور دخمه‌های اسحاق‌وند، دخمه شمس‌آباد، کتیبه بیستون، مجسمه هرکول، قلعه هرسین، قلعه دزبر، قلعه سرماج، فراتاش بیستون،‌ فراتاش هرسین، حوض سنگی (حوض ساعت)، طاق سنگی، پلکان سنگی، تخت شیرین، دیوار ساسانی، پل خسرو، بنای ساسانی و سرستون‌های بیستون اشاره کرد.

(با تشکر از پایگاه تاریخ و فرهنگ)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 18:49  توسط مرجان و حامد  | 

مسيح (ع) و داريوش هخامنشي همزبان بودند!
 
زبان آرامی در ایران از زمان به سلطنت رسیدن داریوش هخامنشی رواج یافت. وسعت ایران در آن زمان از هند تا مصر بود و اقوام مختلفی در آن زندگی می کردند که به زبان های گوناگونی سخن می گفتند.
سوریه قصد دارد زبان کهني را از خطر انقراض نجات دهد که ۳ هزار سال قدمت دارد و روزگاري حضرت عيسي مسيح (ع) با آن تکلم مي کرده است. اين زبان «آرامی» نام گرفته و بر اساس کتیبه های دوران هخامنشی به وسیله داریوش تقویت و ترویج شده است و چند قرن بعد با رواج آن در بین النهرین، سوریه و فلسطین، حضرت مسیح نیز با این زبان سخن گفته است. آرامی، یکی از خط ها و زبان های باستانی قاره آسیا است که چهار شاخه یا لهجه دارد. این زبان و خط ساده در کشورهای ایران و عراق کاربرد داشته و هنوز گویش ورانی در برخی نقاط این کشورها از این زبان استفاده می کنند. دکتر «فریده معتکف»، ایرانشناس که تحقیقات مفصلی درباره زبان آرامی انجام داده است می گوید:«مجموعه زبان آرامی به شاخه ها و لهجه های بسیاری تقسیم می شود که مهم ترین آنها چهار لهجه است. لهجه جنوبی که یهودیان کتاب «تلمود» را به وسیله آن شرح و تدوین کردند، لهجه «مندائیه» که طایفه مندائیان با آن تکلم می کنند، لهجه آرامی حرانی منسوب به شهر حران در شمال عراق و لهجه سریانی.» از بعضی از آثار و کتیبه های آشوری_ بابلی چنین معلوم میشود که قبایل آرامی از آغاز قرن پانزدهم پیش از میلاد به تدریج وارد صحرای سوریه، مجاور منطقه بین النهرین شدند. در همین زمان برخی از قبایل آرامی به شهرهای سوریه و فلسطین کوچ کردند و در مناطق مجاور بلاد کنعانیان مستقر شدند. به این ترتیب نژاد، خط و زبان آرامی در عراق جنوبی و شمالی، سوریه، فلسطین، تورسینا و ایران رواج یافت به شکلی که در زمان 3000 سال پیش از میلاد تا 650 میلادی مساحت سرزمین هایی که مردم آنها به زبان آرامی حرف میزدند در حدود ششصد هزار کیلومتر مربع بوده است. معتکف، درباره رواج این زبان در ایران می گوید:« در ایران زبان آرامی از زمان به سلطنت رسیدن داریوش هخامنشی رواج یافت. وسعت کشور ایران در آن زمان از هند تا مصر بود و اقوام مختلفی در آن زندگی می کردند که به زبان های گوناگونی سخن می گفتند. داریوش دستور داد تا زبانی عمومی و واسطه برای اقوام و ملل تابع امپراتوری ایران برگزیده شود. پس از اندیشه فراوان، از میان زبان های بسیار متداول و رایج آن زمان، زبان آرامی انتخاب شد تا زبان رسمی و دولتی ایران قلمداد شود. خط آرامی نیز به همین ترتیب به عنوان خط دولتی انتخاب شد.» معتکف ادامه میدهد:« علت این امر آن بود که زبان آرامی میان زبان های رایج دیگر آن عصر برای نوشتن، یک زبان کامل و آسان بود. از این رو زبان شناسان خاورشناس، این زبان خاص را در عهد هخامنشی «زبان آرامی هخامنشی» می نامند. اما نه خود داریوش و نه هیچ یک از وزرا و کارکنان دربار او آن زبان را نیاموختند و به آن تکلم نکردند. آنها در حدود هزار کاتب و دبیر آرامی زبان استخدام کرده بودند که چند تن از آنان را که مخصوص دربار بودند نزد خود نگه داشته و بقیه را به سایر نقاط مملکت فرستاده بودند تا کاتبان مخصوص والیان آن مناطق باشند.» زبان آرامی در قرن دوم پیش از میلاد رفته رفته بر فرهنگ و زبان یهود غلبه کرد تا اینکه زبان عمومی مردم فلسطین شد. یهودیان زبان آرامی را در ترجمه کتب عهد قدیم به کار بردند و با آن مهم ترین کتاب های خود مثل «تلمود» را نوشتند.در زمان تولد عیسی مسیح، یهودیان فلسطین به زبان آرامی تکلم میکردند و حضرت مسیح نیز با این زبان سخن می گفت. زبان آرامی امروزه در میان مندائیان ایران و سه روستای کشور سوریه تکلم می شود. مندائیان یا صابئین، اقوامی آرامی زبان هستند که از حدود 300 سال پیش تحت تعلیمات حضرت یحیی نعمید دهنده قرار گرفتند و به او گرویدند. بیشتر آنها در ایران، عراق، آمریکا و استرالیا زندگی می کنند. پراکندگی این گروه در ایران در شهرهای اهواز، خرمشهر، آبادان، هویزه، سوسنگرد، بستان، مهدیه، ماهشهر، سربندر، شادگان، شیراز، تهران و کرج خلاصه می شود. هرچند از آمار دقیق این قوم اطلاعی در دست نیست اما مندائیان ساکن ایران، بیست و چهار هزار نفر و آنها که خارج از ایران هستند هشتاد تا نود هزار نفر برآورد می شوند. صابئین ایران از خط و زبان آرامی استفاده می کنند. فرزندان آنها به مدارس دولتی می روند و تمهیداتی برای آنان اندیشیده نشده است تا زبان و خط آنها که ریشه ای سه هزار ساله دارد بر جای بماند. صائبین ایران، در اوقات فراغت فرزندشان برای آنا کلاس های خصوصی ترتیب می دهند و کتاب آسمانی خود «گنزا ربا» را به آنان می آموزند تا زبان و خط و دین اجدادی آنان به فراموشی سپرده نشود. این اقلیت کوچک، تنها وارثان زبان رسمی دوران هخامنشی در ایران هستند. امروزه در کشور سوریه تنها اهالی سه روستا از این زبان استفاده می کنند. مردم روستاهای «ماآاولا»، «بیادین» و «سرکا» تنها گویشورانی هستند که به زبان عیسی مسیح سخن می گویند. به گزارش «ای بی سی نیوز»، اهالی این روستاها دعای روز یکشنبه خود را به دو زبان آرامی و عربی برگزار می کنند. در داخل کلیسای این روستا که کلیسای «سنت سرژ» نام دارد، پدر «توفیک اید» روزهای یکشنبه دعایی را به زبان آرامی می خواند. مردمان این روستاها نیز برای انتقال این زبان به نسل های بعدی نیازمند کمک هستند. دولت سوریه از مدتی پیش اجرای پروژهای برای زنده نگه داشتن این زبان را آغاز کرده است. مسیحیان حدود ده درصد جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و زبان آرامی برای این اقلیت به منزله ارتباط مستقیم با عیسی مسیح تلقی می شود .
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:22  توسط مرجان و حامد  | 

 "تمدن فراموش شده"

 امپراتوری  هخامنشی با همه عظمتی که داشته است و شهرتی که به حق بايد داشته باشد، می شود آن را امپراتوری فراموش شده ناميد ، دکتر احسان يارشاطر در دانشگاه "سوربن" پاريس با عنوان "تمدن فراموش شده" سخنرانی کرد. اين جلسه به دعوت پروفسور ايرج گنج بخش رئيس انجمن دوستداران دانشنامه ايرانيکا و پروفسور فليپ اوئيز رئيس بخش ايران در شورای ملی پژوهشهای علمی فرانسه ترتيب يافته بود. بعد از سخنان پروفسور گنج بخش درباره ايرانيکا، پروفسور اوئيز فعاليت های فرهنگی و تحقيقاتی احسان يارشاطر را بر شمرد و از او دعوت کرد تا سخنرانی اش را آغاز کند. سخنان يارشاطر در ارتباط با نمايشگاه و کنفرانس "امپراتوری فراموش شده" بود که در لندن بر پا شده است. منظور از "امپراتوری فراموش شده،" امپراتوری هخامنشی است. به گفته آقای يارشاطر جای تعجب است که اين امپراتوری با همه عظمتی که داشته است و شهرتی که به حق بايد داشته باشد، می شود آن را امپراتوری فراموش شده ناميد. آقای يارشاطر در بخشی از سخنرانی اش گفت: "اين بيشتر مربوط می شود به اينکه در کشور های اروپايی اصلا اتکا بر آثاری است که از يونان به ارث رسيده و طبيعی است که يونانيان که با ايرانيان در جنگ بوده اند و آنها را دشمن خود می دانسته اند، سخنان محبت آميزی نسبت به ايران نگفته باشند." يارشاطر افزود:" ولی به اين نکته هم بايد توجه کرد که در خود ايران و ممالک اسلامی هم همينطور بوده است. ما هم هر تاريخی نوشتيم نسبت به ساير کشورها اطلاعاتی که داشتيم و داديم ناقص بوده است." به گفته يارشاطر اين نوع جانبداری و تعصب در همه دنيا عموميت دارد و جای گله نيست اما به تدريج با پيشرفت علم و کم شدن تاثير مذهب، تحقيقات "باستان شناسی" به صورت متعادل تری درمی يابد و حق تمدن های مختلف به درستی برگزار می شود. "چنان که در مورد ايران که غالبا تاريخش از نظر کشور های غربی اسلام نوشته شده، حالا بايد توجه کرد که در ايران يک تمدنی از زمان سامانی ها به تدريج بر اساس زبان فارسی به وجود آمد که در تمام ممالک شرقی اسلام رواج گرفت و توسط پادشاهان ترک که اين تمدن و فرهنگ را پذيرفته بودند، در عثمانی و در هندوستان رواج پيدا کرد و در حقيقت يک دوره دوم از تمدن اسلامی را به وجود آورد." نمايشگاه امپراتوری فراموش شده که از سپتامبر سال جاری در لندن برپا شده تا ژانويه سال آينده ادامه خواهد داشت به گفته يارشاطر اين در زمانی بود که قسمت غربی عالم اسلام که همه ممالک عربی زبان بودند، در حال تنزل بودند و دوران درخشان شان را گذرانده بودند. يارشاطر افزود:" اين تمدن ايرانی- اسلامی در حقيقت تا قرن هيجدهم در سراسر قسمت شرقی اسلام و به طور غير مستقيم در قسمت های غربی موثر بود تا اينکه خود اين تمدن هم به تدريج در اوايل قرن هيجدهم شروع به انحطاط کرد تا اينکه کم کم با تمدن و فرهنگ اروپايی روبرو شد که دوره اقتباس از تمدن اروپايی پيش آمد." در پايان سخنرانی گفتگويی با دکتر يارشاطر کردم و از او پرسيدم: چرا عنوان "فراموش شده" را برای آن بکار می برند؟ يارشاطر: من اگر بودم اين عنوان را انتخاب نمی کردم. اين که چرا در اين نمايشگاه و در اين کنفرانس، اين عنوان را به کار برده اند شايد منظورشان اين بوده که تاکيد بکنند که تمدن و يک دولت مقتدر و موثری وجود داشته ولی متاسفانه توجه کافی به آن نمی شود و اين کلمه "متاسفانه" در حقيقت در اين عنوان مستتر است. در سال های اخير بارها نوشته ايد که وقتی کلمه "ايران" جايگرين کلمه "پرس" شد به شناخت درست فرهنگ ايران نزد خارجيان صدمه زد. آيا فکر می کنيد اين موضوع در اين فراموش شدگی موثر بودن است؟ يارشاطر: در اين مورد گمان نمی کنم که موثر بوده ولی به طور کلی همين را که گفتيد به نظر من درست است. يعنی وقتی شما اسمی را که آشناست و تداعی های مطلوب دارد تبديل می کنيد به اسمی که آن تداعی ها را ندارد، شما به صاحبان آن اسم صدمه می زنيد. يک قول معروفی از [محمدعلی] فروغی شنيده بودم وقتی که اين اسم را به ايران تغيير داده بودند گفته بود ما "معرفه" ای را "نکره" کرديم که درست است يعنی کشوری را که خارجی ها می شناختند و مثلا با هنر ايرانی، قوانين ايرانی، فرش ايرانی يا باغ های ايرانی متبادر به ذهن می شد با تبديلش به ايران و يا خواندن زبان فارسی به جای (Persian) صدمه می زند به شهرت مطلوب کشور ما و حق اين بود که اين کار نمی شد و اگر يک دولتی توجه کافی داشته باشد بايد اين را بر گرداند به صورت اولش. نقش وسايل ارتباط جمعی و ادبيات و سينما را در اين فراموش شدگی چطور می بينيد؟ ما می بينيم که مثلا درباره حضرت عيسی يا حضرت موسی بارها فيلم هايی در کشور های مختلف ساخته شده اما حتی يک بار که فيلمی درباره پيامبر اسلام ساخته شد بسياری از کشور های مسلمان نمايش آن را ممنوع کردند. يارشاطر: اين البته وظيفه هر کشوری است - مثلا ايران - که در فکر کار خودش باشد و تبليغات لازم را بکند و کتاب های لازم را دانشمندانش بنويسند. اين همه داستان های درجه اول در "شاهنامه" هست. اينها همه اش می تواند موضوع نمايش يا اپرا يا سينما يا رمان های مختلف قرار گيرد. مقداری از اين فراموشی نسبت به ما، نتيجه کم کاری های خودمان است و بايستی که خودمان را در وهله اول مسئول بشناسيم. البته اين هم هست که فعلا دور، دور ممالک اروپايی است و طبعا چيزی که برای آنها مهم باشد رجحان پيدا می کند و بيشتر ذکر می شود و بيشتر در باره اش گفتگو می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 19:14  توسط مرجان و حامد  | 

تقدیم به تو

جالب اینجاست که بدانیم:

در زمان کورش بزرگ ، تنها 000/000/50 کلیومترمربع

  

از مجموع 000/822/148 کیلومترمربع  خشکیهای روی

  

زمین شناخته شده بود که تنها در حدود 000/000/11 

  

 کیلومتر مربع  آن را جهان متمدن آن زمان تشکیل می داد

  

و کورش بزرگ موفق شده بود  000/000/8  کیلو متر مربع

 

  آز آن سرزمینها را  در نقشه ی امپراطوری ایران وارد

  

کند.

 و اما امروز!!!!!!!!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:8  توسط مرجان و حامد  | 

من و مرجان.....

 

اینجا  پاسارگاد  صدای کورش ، من و مرجان بر بلندای این ویرانه ها حکایت سرد خود را به تمامی گوش های مملو از سکوت و چشمان غرق شده  جماعت زمین اعلام می کنیم؛ باشد که این فریاد تلخ به تمامی  دلهای  آشفته و نگران امروزپیوند خورده و جاده ای پر از فانوسهای راستی را در تاریکی این شمع های دروغین بیت المال روشن کند تا دیگران بدانند که ما زیر سقف خانه خود کنار اجاقی خیس از سرما می لرزیم و کسی حماسه هیزم را از جنگل  زمستان  به یاد نمی آورد،  که اینجا جهنم زردی است با رودخانه ای از ریا که سالهاست یبوست دارد.

 آری اینجا پاسارگاد زمین و جاودانه صدای کورش ایران است . من و مرجان تنها و تکیده بر قامت اندیشه خود سالمترین خبر رابه دور از بازی شیاطین بنفش  به همگی رسانده واز پیرزنی خواهیم گفت که به جرم نداشتن وگناه ایرانی بودن در پاسارگاد خود سرپناهی را می طلبد تا از هجوم شبانه جغد های ویرانگر، شب سیاه را فراموش کند و دریغ که شاعری از همسایه ام شعری نگفت که به دزدی دندان های سردش آمده است و این ایران ماست.

جماعت می دانند که  از آن روز که هجوم غریبه ها بر زمین پاسارگاد ما سنگینی می کرد روح ایرانی مرد و مرد ایرانی امروز را در سیصد امروز قاب می گیرند؛ ومن همسایه ام را در این فاجعه دیدم  که چون سربازی وحشی  دست بسته در رکاب دشمن می مرد و این خشایاری که به او تهمت می زنند خشایار من ومرجان نیست  وی همان خشایا ر ساختگی  امروز ماست که از ماست بر ماست.

جماعت امروز این زمین که روزگاری پا به پای کورش بر تارک زمان و زمین عربده می کشید امروز به پای مردکی هرزه  که خود دشمن قسم خورده خود ماست  می خزد و در این اتفاق شوم که چشمان هر کور افتاده ای نیز به آن پوزخند می زند من و شما که ایستاده ایم بر نقل خاطر این اتفاق،  به یاد آوریم روزی را که تاریخ رابرای کورش  آفریدند واکنون سهم کورش را از خود تاریخ بر روی سدی نوشته اند که  چشم هرزگی به پاسارگادی را دارد که چشمه بودن تاریخ است  و در این هجوم آب، من وتو اگر ما نشویم آب خواهیم شد، واگرایران خوار شود  عده ای غریبه که از خون ما نیستند پای را از گلیم خویش بیرون می گذارند وخدا می داند که چه هویتی تشییع می شود.

پس تو برادر من وتو خواهر من که امروز در لایه های سربی زندگی بی هویتی خویش دست و پا می زنید  اگر آنی از امروز ساختگی مان که مال ما نیست فارغ شوید کورشی خواهید شد که تاریخ به دست  و پای شما خواهد افتاد و ایران ما پاسارگادی می شود که  من ومرجان کورش زنده آن لقب می گیریم و شلاق میزان را بر کبودی  اندیشه های مسموم آشنا خواهیم کرد که این ویرانه سرد ایران ماست .

برادر من تا دار کلام زنده است  وبرادرم را به جرم ایرانی بودن بر پشت میله های زور،  بند می کنند مرجان خواهری است که نه برای مویه کردن بلکه آمده است تا در کنار برادر بر دار خویش هق هق آخرینش را بر بلندای ایران جار زند که برادرم نه از کوفه بود نه از شام ، که پرونده اش را به بهای همخونی مختوم کنند، برادرم از پاسارگاد بود و از خون کورش و این گناه ایست که برادرم تاوان عقده هایی را می دهد که کورش بر بی ادبان وقت خویش تاخت که اجداد اینانند و تاریخ گفت که کورش دندان اسب آنان را کشید تا بدانند که مبادا ایران ویران شود.

واین طرف قصه من نیز همسوی خواهران خویش در صف اعتراض خواهم گفت که تار موی  خواهرم را به بهانه هرزگی مشمارید که خود در فساد حکومت گیج می زنید و هر آن که فسادی لو می رود بازار حجاب را گرم می کنید تا گیسوی خواهرم حجاب گناه شما باشد و این رسم ایران داری نیست که پرده بر افتد شما را تا سرزمین کثیف خود خواهیم راند و یک یه یک زالوهای آلوده را از این پاسارگاد مقدس خواهیم شست ، پس خواهرم تحمل کن که این ابر بهار نیز بگذرد.

و حکایت پایانی این خبر اینکه مرگ نه به کورش رحم کرد نه اجداد کورش واین رسم ماندگار روزگار است که پهلو بر نیستی انسان  خواهد زد اما تکه چوبی که از این سیل خروشان باقی خواهد ماند و بر روی این آب کبود نسل به نسل  شنا خواهد کرد  پاکی و درستی  کسانی چون اهالی پاسارگاد است که با گذشت قرن ها همچنان کابوس سمی افکار پلید و نادرست بد اندیشان ایران امروز ماست وسالهاست با این اتفاق نه سر سازش دارند و نه میدان خالی می کنند ،  پس شتاب کن تا در این حادثه شوم که همچون آتشی در جنگل خشک سینه خود را باز کرده است همنوا با خبر امروز ما دستان تنهای خویش را در هم گره کنیم ومشتی از بودن را خلق کنیم و به غارتگران زمین پدری خویش هشدار دهیم  که کورش زنده است در روح ما و ما کورش نسل خویشیم وبا تمامی غرور وصیت کورش را به تمامی اهالی زمین اعلام کرده و تا دست زور از آستین کسی بیرون است سکوت را گناهی بزرگ می دانیم؛ باشد که تمامی اندیشه های لبخند وپرواز بر حریم ایران حلقه اتحاد زنند و بارانی از کورش زمین پاسارگاد را خیس کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 14:2  توسط مرجان و حامد  |